تبلیغات
[دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت]
شنبه 1 اسفند 1388

داستانهای نماز (2)

   نوشته شده توسط: بهشاد کاظمی    نوع مطلب :دانستنیها ،

نماز واقعی

هر وقت هنگام نماز می رسید امیرالمؤمنین - علیه السّلام - حال اضطراب و تزلزل پیدا می كرد. عرض می كردند شما را چه می شود كه اینقدر ناراحتید. می فرمود: وقت امانتی كه خداوند بر آسمان و زمین عرضه داشت و آنها امتناع از حمل آن ورزیدند، رسیده. در جنگ صفین تیری بر ران مقدسش وارد شد هر چه كردند در موقع عادی خارج نمایند نتوانستند، از شدت درد و ناراحتی آن جناب.
خدمت امام حسن - علیه السّلام - جریان را عرض كردند. فرمود: صبر كنید تا پدرم به نماز بایستد زیرا در
آن حال چنان از خود بیخود می شود كه به هیچ چیز متوجه نمی گردد. به دستور حضرت مجتبی در آن حال تیر را خارج كردند.
بعد از نماز علی - علیه السّلام - متوجه شد خون از پای مقدسش جاری است. پرسید چه شد؟ عرض كردند تیر را در حال نماز از پای شما بیرون كشیدیم.

انوار نعمانیه، ص 342


Add Me To Yahoo

i®oweb.com
.تمامی حقوق مطالب،برای مدیر وبلاگ محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذكر منبع امکانپذیز میباشد دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت ایمیل مدیر وبلاگ: mohandes_kocholo2008@yahoo.com