تبلیغات
[دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت]
چهارشنبه 28 بهمن 1388

قانون گرایی در سیره معصومان(علیهم السلام

   نوشته شده توسط: بهشاد کاظمی    نوع مطلب :سیره معصومان ،

سنت پیامبر(ص) و ائمه(علیهم السلام) از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. برنامه های قرآن، سیره و گفتار معصومان(ع) به صورت مجموعه قوانین حیات بخش، دستور العمل زندگی شیعیان را تشکیل می دهند. با توجه به نقش کلیدی که سنت پیامبر(ص) در شکل گیری زندگی فردی، سیاسی و... همه مسلمانان دارد، جمع آوری روایات وسیره نگاری آن حضرت از صدر اسلام توسط نخبگان مسلمان آغاز شد.

<<<برای مشاهده متن بر روی ادامه مطلب كلیك كنید >>>


اولین کسی که دوران رسالت را تدوین نمود، عروه فرزند زبیر بن عوام (م 92-96) بود. از اوائل نیمه دوم قرن اسلامی تدوین سیره به صورت دلپذیر انجام گرفت. در این میان دانشمندان بزرگ مسلمان محمد بن اسحاق (م 151) وقایع اسلامی را با بهره گیری ازکتب گذشتگان تدوین کرد. اولین فردی که جنگهای پیامبر(ص) را به صورت گسترده صبط نمود، محمد بن عمر واقدی (م 207) صاحب کتابهای مغازی و فتوح شام بود. (1)

عالمان شیعی در تبیین وجمع آوری معارف اهل بیت(علیهم السلام) زحمات طاقت فرسایی رامتحمل شدند. تدوین کتابهایی مانند اصول کافی، بحار و... شاهدبر مدعا است. فرهیختگان شیعه با توجه به مقتضیات زمان، وظیفه جمع آوری و حفظ معارف اهل بیت(ع) را بر عهده داشتند که درانجام این مسوولیت خطیر نیز موفق بودند. فعالیتهای فرهنگی دانشمندان شیعی در حفظ و اشاعه فرهنگ معصومان(ع) سبب شد که معارف اهل بیت(ع) به صورت مجموعه گرانسنگ در اختیار ما قرارگیرد. واقعیت این است که اقیانوس بیکران معارف اهل بیت(ع)، درهمه زمانها و مکانها، پاسخگوی نیازهای جامعه دینی بوده و هست.چنان که فقیهان شیعه در طول تاریخ بابهره گیری از قرآن، سنت وعقل در پاسخگویی به مسایل مورد نیاز مردم، احساس عجز نکرده وفقه شیعه همیشه پویا و یا در تمام صحنه های سیاسی، اجتماعی و... ظهور پیدا کرد.

یکی از کارهایی که لازم است در این مقطع زمانی صورت گیرد، ساده سازی و کاربردی نمودن معارف اهل بیت(علیهم السلام) می باشد.طیف وسیع از مردم نمی توانند مسایل مورد نیاز خود را از کتاب های دینی استفاده کنند; از این رو در جامعه خلاء فرهنگی احساس شده و زمینه تهاجم فرهنگی دشمن فراهم می شود. بی تردید شبیخون فرهنگی، تغذیه فرهنگی می طلبد; که یکی از راههای تغذیه فرهنگی همین کاربردی نمودن معارف اهل بیت(علیهم السلام) می باشد. امروزه در غرب منش و گفتار بزرگان خود را بازنگری و باز نویسی می کنندتا برای همه مردم قابل بهره گیری باشد. در جامعه اسلامی نیزساده نگاری سنت بزرگان دین ضروری است. البته ساده سازی معارف اسلامی به معنای تحریف و تطبیق دادن آن به مسایل روز نیست،بلکه تطبیق دادن حوادث روز با معارف اسلامی مهم است که مسوولیت ساده سازی معارف اهل بیت(علیهم السلام) به عهده سربازان جبهه فرهنگ، یعنی روحانیت اسلام است که در معارف بلند و عمیق اهل بیت(علیهم السلام) تخصص دارند. یکی از شرایط مهم ساده سازی معارف اسلامی، تبیین صحیح سیره و تشخیص روایات صحیح از غیر آن می باشد، که این وظیفه نیز بر عهده حوزه های علمیه و روحانیت گذاشته شده است. نوشتاری که پیش رو دارید در راستای ضرورت فوق، تحت عنوان «قانون گرایی در سیره و گفتار پیامبر(ص) وعلی(ع ») تدوین شده است. بیان قانون گرایی معصومان(علیهم السلام) به یک اعتبار از دو جهت اهمیت دارد. یک الگوپذیری:برای ایحاد جامعه ضابطه مند، باید رهبران آن قانون پذیرترین افراد باشند. زیرا قانون گرایی آنان نقش اساسی در قانون پذیری مردم دارد. دو: اصل قانون گرایی پدیده ای است که ادیان الهی ورهبران دینی پیام آور اصلی آن می باشند.یکی از اهداف همه انبیاء بر قراری قسط و عدالت بیان شده است. (2)

بار وری شجره طیبه عدالت در سایه حاکمیت قوانین الهی امکان پذیر است که انبیاء در صدد تشکیل جامعه ای قانون مند مبتنی براحکام الهی بودند. پیامبر اسلام(ص) اولین جامعه قانون مند را که می توان از آن به عنوان جامعه مدنی اسلامی تعبیر کرد; درمدینه النبی ایجاد نمود که خود قانون مند ترین انسان در آن جامعه بود. متاسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) و با کنار گذاشتن ائمه(علیهم السلام) از صحنه سیاست، جامعه ایده آل الهی به دست فراموشی سپرده شد. در این نوشتار قانون گرایی در سیره و گفتارپیامبر(ص) و امیرمومنان(ع) که موفق به تشکیل حکومت نبوی وعلوی شدند مورد تحلیل قرار می گیرد. ما این بحث را با محورهای زیر مورد تحلیل قرار می دهیم:

مقصود از قانون گرایی

گرچه برخی از مفاهیم و واژه ها احتیاج به توضیح ندارد ولیکن گاهی بهره گیری از مفاهیم چند پهلو منشا برخی از شبهات می شودکه توضیح آن ضروری می باشد. یکی از این واژه ها، واژه «قانون گرایی » است. قانون گرایی، یعنی حفظ و اجرای قوانین به طورعادلانه و رعایت حقوق همه افراد. بر این اساس جامعه ای قانون گرااست که در آن قوانین رعایت شده و همه مردم در برابر اجرای قوانین مساوی بوده و رهبران آن قانون پذیرترین انسانها باشند.ولیکن گاهی بهره گیری از واژه «قانون گرایی » مفهوم جامعه مدنی غربی را تداعی می کند.

یکی از ویژگیهای جامعه اسلامی،حاکمیت قانون در آن است. البته قانون الهی که تشخیص آن باعالمان دین و در کشور ما با ولی فقه و شورای نگهبان است.البته جامعه مدنی اسلامی که ریشه در مدینه النبی دارد با جامعه مدنی غربی که ریشه در یونان و روم دارد; تفاوت ماهوی دارد. (3) براساس همین تفاوت ماهوی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به سوال دانشجویی که در خصوص جامعه مدنی کرده بود; فرمود: «اگر جامعه مدنی همان جامعه مدینه النبی است ما جان مان را فدایی آن خواهیم کرد.» (4)

رئیس جمهوری محترم ایران در اجلاس سران کشورهای اسلامی گفت: «جامعه مدنی که ماخواستار استقرار و تکامل آن در درون کشور هستیم و آن را به سایر کشورها توصیه می کنیم، به طور ریشه ای و اساسی با جامعه مدنی که از تفکرات یونان و روم سرچشمه گرفته اختلاف ماهوی دارد. (5) جامعه ایده آل الهی با جامعه مدنی غربی تفاوت های اساسی دارد که به بیان دو تفاوت اکتفا می شود:

1- ساختار قانونگذاری: در جوامع غیر دینی معمولا قانونگذارخردمندان آن جوامع هستند، در حالی که در جامعه اسلامی قانونگذار خداوند است. «لا حکم الا لله » (6) طبیعی است، جامعه ای که قانونگذار او خداوند است، با جامعه ای که قوانین آن ساخته وپرداخته شده فکر بشری باشد، تفاوت بنیادی دارد. از این رو است که اسلام تنها دین پذیرفته و مقبول را، دین اسلام می داند: «ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه » (7)

2- در جامعه اسلامی اصولی به عنوان ارزشهای دینی مطرح است که این عناصر در جامعه مدنی غربی یا اصلا وجود ندارد و یا فراموش شده است. در جامعه الهی معنویت یکی از محوری ترین ارزشهااست.چنان که در معارف اسلامی به عنصر معنویت توجه خاص شده است.امام عارفان علی(ع) در مناجات ماه شعبان گفت: «... الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...» (8) امام حسین(ع) در دعای عرفه گفت:«... ماذا وجد من فقدک؟! و ماالذی فقد من و جدک؟!» (9)

اولین شعار جامعه اسلامی، حاکمیت معنویت بود. پیامبر(ص) مردم را به عبودیت خدا و آزادی معنوی فرا خواند. پیامبر اکرم(ص) با اجرای قوانین الهی و با بهره گیری از اصل معنویت توانست از انسانهای وحشی انسانهای قانون مند و متمدن بسازد. چنان که ویل دورانت می نویسد: «اسلام تا آنجا پیش رفت که توانست انسانهای وحشی راکه به هیچ قانونی پایبند نبودند، به انسانهای متمدن وقانونمند و صالح، تبدیل کند و دلهایی را که از جاهلیت وگمراهی، مرده بود به دلهای زنده و مشحون از نور امید و شجاعت مبدل سازد و عقلهای متین و محکم پدید آورد و سپس چنان آزادی در جامعه به وجود آورد که موجب تکامل افکار بشر در همه زمانهاشد.» (10)

یکی از مشکلات عمده جامعه مدنی غرب بحران معنوی و فقدان ارزشهای انسانی است. استاد شهید مطهری به نقل از یکی ازنویسندگان می نویسد: «... دنیای غرب کاری کرد که همه ارزشهای بشری را متزلزل نمود و زیر پای آنها را خالی کرد، و حالا که خود به نتایج کار خود رسیده می خواهد به یک صورت دیگری آن ارزشها را احیاء کند، ولی خیلی دیر شده است...» (11)

قانون مندی درسیره و گفتار معصومان(علیهم السلام) بدین معنا است که آنان قوانین الهی را عادلانه اجرا نموده و حقوق همگان را در سایه حاکمیت قانون خدا رعایت کرده و خود قانونمندترین انسانهابودند. استاد جعفر سبحانی در خصوص قانون گرایی بزرگان دین می نویسد: «رجال آسمانی قوانین الهی را بی پروا و بدون واهمه اجرا می کردند و هرگز عواطف انسانی و یا پیوند خویشاوندی ومنافع زود گذر مادی آنان را تحت تاثیر قرار نمی داد.پیامبر اسلام خود پیشگام ترین فرد در اجرای قوانین اسلام بود.» (12) در سیره و گفتار پیامبر اسلام به قانون مندی آن حضرت توجه خاص شده است. به نمونه زیر توجه فرمایید: «روزی پیامبر اسلام(ص)در باره زنی که از قبیله ای سرشناس قبیله بنی مخزوم بوددستور اجرای حد داد. یکی از یاران حضرت (اسامه بن زید) نزدایشان آمد و تقاضای بخشش نمود. پیامبر اسلام فرمود: «والله لوان ابنتی سرقت لفطعت یدها و لا فرق عندی بین الناس فی اجراءحدود الله » به خدا سوگند، اگر دخترم دزدی کند; دست او را قطع می کنم و در اجرای حدود الهی هیچ فرقی میان مردم قائل نمی شوم.پیامبر(ص) سیاست امتهای گذشته را به خاطر عدم رعایت قانون مورد انتقاد قرار داده فرمود: «بدبختیهای امتهای پیشین دراین بود که اگر فرد بلند پایه ای از آنان دزدی می کرد او رامی بخشیدند و...ولی اگر فرد گمنامی دزدی می کرد فورا حکم خدا را در باره اواجرا می کردند.» (14) در گفتار و رفتار امام علی(ع) نیز به قانون گرایی آن حضرت اشاره شده است. امام علی(ع) قبل از بیعت مردم با او فرمود: «واعلموا انی ان اجبتکم رکبت بکم ما اعلم و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب » (15) بدانید که اگر من در خواست شما را پذیرفتم با شما چنان کار می کنم که خودم می دانم و به گفته گوینده و ملامت سرزنش کننده گوش نمی دارم. علی(ع) با این جملات به مردم اعلام نمود که او در صدد ایجاد جامعه ضابطه مندی است که بر اساس قانون خدا، سنت پیامبر(ص) اداره خواهد کرد که تحمل چنین جامعه ای برای برخی از مردم مشکل می باشد. زیرا بعضی با بی عدالتی و قانون شکنی حاکمان قبل عادت کرده بودند که تحمل حکومت قانون مند علوی برای آنان مشکل بود. قیام مردم علیه عثمان بن عفان به خاطر تعطیل احکام و قانون شکنی های او شکل گرفت. (16)

امام علی(ع) در بستر مرگ خویشاوندان خود را توصیه نمودکه در برخورد با دشمن او، حریم و قداست قانون خدا را حفظکنند:«پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته اید وگویید امیرمومنان را کشته اند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود. بنگرید! اگر من از این ضربت او مردم، اورا تنها یک ضربت بزنید و دست و پای و دیگر اندام او رامبرید...» (17)

پی نوشتها:

1- قسمت تاریخ سیره نگاری این نوشتار از کتاب فروغ ابدیت، ج 2، ص 7 اقتباس شده است.

2- سوره حدید، آیه 24، سیری در نهج البلاغه، ص 102.

3- تحقق جامعه مدنی در انقلاب اسلامی ایران، ص 212.

4- مجل کوثر، شماره 20، ص 29.

5- تحقق جامعه مدنی در انقلاب اسلامی ایران، ص 212.

6- سیری در نهج البلاغه، ص 105.

7-آل عمران، آیه 58.

8- مفاتیح الجنان، مناجات ماه شعبان.

9- همان، دعای عرفه.

10- تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری، ص 255.

11- قصه الحضارة، ج 13، ص 53.

12- تعلیم و تربیت، ص 240.

13- فروغ ولایت، ص 328.

14- صحیح بخاری، ج 8، ص 16، مسند احمد بن حنبل، ج 9، ص 510، الاستیعاب، ج 4، ص 374، صحیح مسلم، ص 1062.

15- شرح شهیدی، ص 85، تاریخ طبری، ج 4، ص 527، بیست گفتار، ص 13.

16- فروغ ولایت، ص 325- 326.

17- شرح نهج البلاغه شهیدی، ص 321، شرح ابن ابی الحدید، ج 17، ص 7.


Add Me To Yahoo

i®oweb.com
.تمامی حقوق مطالب،برای مدیر وبلاگ محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذكر منبع امکانپذیز میباشد دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت ایمیل مدیر وبلاگ: mohandes_kocholo2008@yahoo.com