تبلیغات
[دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت]
یکشنبه 25 بهمن 1388

مبانی و آثار تربیتی نماز

   نوشته شده توسط: بهشاد کاظمی    نوع مطلب :آثار نماز ،

شخصیت از خود فرا رونده

اگر به فرآیند رشد گیاه بنگریم و فیلمی كه از مراحل تكوین رشد آن تهیه شده است را با سرعت زیاد ملاحظه نماییم، یكی از زیباترین و شگفت انگیزترین رویدادهای خلقت را در مقابل دیدگانمان خواهیم دید. گیاه تا زمانی كه به صورت دانه یا هسته اولیه در دل خاك پنهان است، گویی هنوز سفر رشد را آغاز ننموده است ولی هنگامی كه بستر خاك و زمین را ترك گفت و جوانه ظریف و نورسته آن، از دل خاك سر برآورد و روی به آسمان لایتناهی كرد، رشد واقعی اش را آغاز می كند و به آنجا می رسد كه در پرتو اشعه حیاتبخش خورشید و قطرات زلال باران، از یك دانه آن، هفتصد دانه به اذن خدای تعالی، ثمر حاصل می شود.

<<<برای مشاهده متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید>>>

داستان رشد و تعالی آدمی نیز همین سان می باشد، او تا زمانی كه پایبند خویش است و دغدغه ماندن در خاك دارد، رشدش متوقف می شود ولی همین كه سر از لاك فردیت بیرون آورد و به آسمان نگریست، رشد و ترقی پیدا می كند. وی به میزانی كه از خاك، فاصله می گیرد، به افلاك نزدیك می شود و به اندازه ای كه از فرش(زمین) دور شود به عرش روی می آورد.

در مكتب«روانشناسی كمال» نظریه ای با عنوان«شخصیت از خود فرآرونده» مطرح است و "دوآن شولتس" در تبیین نظریه مذكور می گوید:«شخصیت آدمی، زمانی به كمال می رسد كه از دایره تنگ و محدود"خود" رها و آزاد شود تا بتواند به مرزهای بالندگی شخصیت دست یابد.» 

در تأیید این سخن، رویكرد"اریك فروم"، روانكار و منتقد اجتماعی معاصر قابل تعمق است، وی معتقد است:«تراژدی عصر ما این است كه آن چنان گرفتار"خود شیفتگی" هستیم كه مجالی پیدا نمی كنیم تا به چیزهایی كه فراتر از"من" و"ما" است بیندیشیم. نمونه بارز آن، انتظاری است كه غالب افراد از دیگران دارند تا بدانها محبت كنند، ولی خود حاضر نیستند، گامی برای ارائه محبت به دیگران بردارند و این، تجلی همان"خود محوری" و "خودشیفتگی" انسان عصر جدید است. 

و نماز، این زیباترین پیوند انسان زمینی و معبود آسمانی، بركه با بركتی است كه انسان را از"خود" فراتر می برد و او را به رشدها و عظمت ها می رساند. زیرا روح نماز، زمانی حاصل می شود كه آدمی، تمام توجه و دقت خود را معطوف به پروردگار و راز سخن گفتن با وی نماید و از"خود" و"خودی" رها شود. معنای حضور قلب در نماز نیز این است كه نمازگزار، جز معبود و یاد او را در قلب خود راه ندهد، زیرا قلب مؤمن عرش خدای رحمن است و بیگانه را نباید در خانه راه داد.

در حدیث آمده است كه از نماز، آن میزان پذیرفته می شود كه با حضور قلب همراه باشد. چنانچه انسان در نماز بتواند با مراقبه، قلب و فكر خود را متوجه خالق سازد، زمینه ای خواهد یافت تا در غیر نماز نیز از حصار تنگ و بسته خود خواهی، خود پرستی و خود شیفتگی آسوده و رها گردد و آنگاه شاهد رشد و بالنگی خویش باشد. 

تقویت روح مردم گرا

از خصیصه های نماز،"مفهوم جایگزین ناپذیر" عباراتی است كه در سوره حمد، مورد مداقه قرار می دهیم. همانگونه كه آگاهی داریم، هیچ سوره ای را نمی توان، جایگزین سوره حمد نمود ولی به جای سوره توحید، می توان سوره دیگری را انتخاب كرد. در برخی عبارات سوره حمد، از ضمیر"جمع" به جای"مفرد" استفاده می شود، نظیر«فقط تو را می پرستیم و از تو یاری می طلبیم»، «ما را به راه راست هدایت كن»، روح حاكم بر این عبارات، روح جمعگرایی و"مردم گرایی" است، به این معنا كه نمازگزار، تنها برای خود و به نفع خود، چیزی را از خداوند درخواست نمی كند، بلكه او برای"همه" می طلبید و درباره همه از درگاه خداوند، آرمانی چون«صراط المستقیم» و توفیق گام نهادن در آن را می طلبد.

در حدیث آمده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مشغول نماز بود كه شنید مردی در نماز خود می گوید: پروردگارا، تنها من و محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ را مشمول رحمت خود قرار ده و جز ما دو نفر بر هیچكس رحم نكن، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ‌ـ پس از آن كه نماز خود را به پایان برد، رو به او كرد و فرمود:(چرا) تو یك چیز وسیع را محدود ساختی، یعنی چرا همه مسلمانان را دعا نمی كنی و رحمت خدا را به من و خودت اختصاص می دهی؟ 

این فرازها، از دو جهت به"روح مردمگرا" متوجه است، ابتدا اینكه دقت در معانی آن، بینشی به آدمی می دهد كه شیوه زندگیش را نه بر اساس«تفرد»، بلكه بر مبنای«تجمع» و«وحدت با دیگران» تنظیم و تدوین كند و از سوی دیگر، چنین آموزش می دهد كه در دعا آیینی را رعایت كند كه برای"خود و دیگران" بخواهد و نه صرفاً برای"خود" و برای"دیگران"، "بیش" و"پیش" از"خود" بخواهد.

تنزیه وجدان اخلاقی

وجدان از ریشه لغوی«وجد» به معنای"یافتن" آمده است. به این معنا كه آدمی پاره ای از امور را در باطنش به خودی خود می یابد و نیاز به اكتساب آن از منبع دیگری ندارد، نظیر"احساس عدالتخواهی" و"ظلم ستیزی" و گرایش به"خیر اخلاقی" و امثال آنها كه در همه انسانها، عمومیت دارد. از جمله مظاهر وجدان اخلاقی احساس گناه ناشی از ارتكاب خطاست كه بلافاصله پس از عمل، وجدان را فرا راه هدف قرار می دهد تا او را به توبه و جبران خطاء وا دارد. امروزه غالب مكاتب روانشناسی با احساس گناه به مبارزه برمی خیزند و آن را منافی رشد و تعالی شخصیت می دانند. از سوی دیگر تقویت چنین احساسی نیز به مصلحت فرد نمی باشد. زیرا امكان بازگشت به شخصیت سالم و رشید را از آدمی می گیرد. ولیكن حد متعادل میان این دو، پسندیده و مطلوب است به این معنا كه احساس گناه متناسب با عمل لازم است و در خطاكار ایجاد شده تا او را برای ترك آن و جبران مافات برانگیزد. از عواملی كه موجب آمرزش گناهان و بالنتیجه رفع احساس گناه فرد می شود، نماز است، و این امر زمینه ای برای پاكسازی وجدان اخلاقی، محسوب می شود.

در كلامی گهربار از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ آمده است:«نماز گناهان را همچون برگ درختان می ریزد»  آمده است كه مردی خدمت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ شرفیاب شد و عرض كرد:«ای رسول خدا، گناهانم بسیار و اعمال نیك من اندك است چه كنم؟ حضرت فرمود: بسیار سجده كن، زیرا سجده گناهان را می ریزد، چنانكه باد برگ درخت را می ریزد.»

حكایت زیر، مؤید تأثیر نماز در تنزیه وجدان اخلاقی است:

«جوانی از انصار نمازهای یومیه را با پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به جماعت می خواند و بسیاری از گناهان را نیز، مرتكب می شد. چون حال او را برای رسول خدا تعریف كردند، حضرت فرمود: به زودی نمازش او را از گناهانش باز می دارد. چیزی نگذشت كه آن جوان توفیق توبه یافت و از صحابه زاهد شد آن گاه رسول خدا فرمود: من نگفتم كه نمازش او را از گناهانش باز می دارد» 

تثبیت عزت نفس

ارزشمندترین گوهر وجود آدمی، احساس كرامت و عزت نفس است. زیرا اصل و اساس خلقت آدمی، بر مبنای فرموده الهی«و لقد كرمنا بنی آدم»، زیرا چنین تدبیر گردیده كه انسان ها، جایگاه واقعی خویش را بیابند و آن را به رایگان از كف ندهند.

در حدیث آمده است كه«الصلوه قربان كل تقی» یعنی نماز، مایه نزدیك شدن هر پرهیزكاری به خدا است. از یك سوی نمازگزار به وسیله نیایش به خداوند تقرب جسته و به همین جهت منزلت و رفعت مقام می یابد و از سوی دیگر لازمه قبولی نماز، بریدن از«ما سوی الله» است یعنی كوچكترین احساس نیازی به غیر خدا نداشته باشد و فقط به درگاه خداوند التجا نماید. آورده اندكه: نماز و عبادت، انسان را مستجاب الدعوه می كند، زیرا نماز پیمان خداست«الصلوه عهد الله» و هر كس به پیمان خدا وفا كند، خداوند هم به پیمان او وفادار است«اوفوا بعهدی اوف بعهدكم[9]».

آیت الله جوادی آملی در تبیین فلسفه انقلاب اسلامی، تعبیر زیبا و محكمی دارند، ایشان می گویند:

«انقلاب برای این نبود كه انسانها از بندگی حق آزاد شوند، ما انقلاب نكردیم برای این كه از عبادت خدا آزاد بشویم، ما بنده ایم. انقلاب كردیم برای این كه جز خدای سبحان كسی بر ما مسلط نشود». 

اگر آدمی حقیقت آیه«ایاك نعبد و ایاك نستعین» را در نماز درك كند، گردن در برابر غیر خدا خم نخواهد كرد و لو به بهای از دست دادن جان حاضر به عبودیت در مقابل غیر معبود نخواهد بود.

هر كه پیمان با هوالموجود بست

گردنش از قید هر معبود رست

تبیین راه زندگی

بی تردید به شمار آدمیان، راههای مختلف و متنوع زندگی نیز وجود دارد. زیرا هر كسی، به اقتضای فرهنگ، باورها، بینشها و برداشتهایش از هستی، راه و رسم خاصی در زندگی دارد، ولی آنچه كه می توان با قاطعیت اظهار نمود، میزان و درجه یقین افراد به درستی راهی است كه در زندگی برگزیده اند، زیرا اگر همه انسانها رضایت از زندگیشان، حاصل می شد، شاهد ظهور پدیده های متزاید و رو به رشد افسردگیها، پریشانیها، خودكشیها و نظایر آنها نمی بودیم. چنانچه علیرغم تنوع بی نظیر راههای زندگی، انسان مطمئن و معتمد به این واقعیت باشد كه در راه خدا گام برمی دارد و خدا از عمل او راضی است، تمامی تردیدها و نگرانیها برطرف شده و نوعی آرامش، حاصل می شود. نمازگزار با یقین به این مطلب كه عبادت، جوهره، دین است و نماز ستون دین می باشد و او قادر است با انجام فرضیه نماز، رضایت پروردگار را جلب نماید، نوعی اطمینان و آرامش برایش حاصل می شود.

Add Me To Yahoo

i®oweb.com
.تمامی حقوق مطالب،برای مدیر وبلاگ محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذكر منبع امکانپذیز میباشد دانشگاه آزاد اسلامی مینودشت ایمیل مدیر وبلاگ: mohandes_kocholo2008@yahoo.com